گناهان دوازده گانه – فصل دوم
فصل دوم
گناه یعقوب : به کار بردن اسباب دنیوی
برای کسب برکت الهی
فصل دوم
گناه یعقوب : به کار بردن اسباب دنیوی
برای کسب برکت الهی
فصل اول
گناه عیلی : هنگامی که ضعف ، گناه محسوب می شود
با درود و سلام به خواهران و برادران ایمانی و عزیزم نخست از شبان گرامی برادر میلتن مهربانم سپاسگزارم که در اینجا فرصتی را در اختیار من قرار داده اند تا بتوانم باری دیگر پس از نه ماه که از شهادتم میگذرد از آنچه بر من رفته است با شما بیش از پیش سخن گویم۰
با مطالعه این چهار نکته می توانیم با مبدا آفرینش یعنی خدا ارتباط معنوی برقرار نماییم وبا نقشه الهی درمورد سرنوشت بشرآشنا شویم.
مدتها بود صدای گل ها رو نمیشنیدم گرمای خورشید رو احساس نمیکردم تنم از شبنم گلبرگی خیس نمیشد…
دستام و بگیر تو دستات ، ای صمیمی ای نهایت
تو صدا کن قلب تنهام ، آشناس رنگ نگاهت
تشنه ام من تشنه تو ، از تو آغاز از تو پایان
یه روز يه دختر کوچولو کنار يک کليساي کوچک محلي ايستاده بود؛ دخترک قبلا يک بار آن کليسا را ترک کرده بود چون به شدت شلوغ بود. همونطور که از جلوي کشيش رد شد، با گريه و هق هق گفت: “من نميتونم به کانون شادي بيام!”
در یک روز از ماه ژوئن 1858 پدر پیرامل وقتی که داشت مراسم عشای ربانی را به جا می آورد ، متوجه یک هاله نورانی شد که اطراف سر یک دختر خانم را فرا گرفته بود .
تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، او با بيقراری به درگاه خداوند دعا میكرد تا او را نجات بخشد، او ساعتها به اقيانوس چشم میدوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمیآمد.
يه روز ویه روزگاره، یه خزون بی بهاره
یکی دست خالی، یکی پر، یا پیاده یا سواره