فصل نهم
گناه سليمان : حواس پرتي هاي مرگبار

يك روز صبح زود در حوالي منزل ما تصادفي روي داد. يك كارگر ساختماني جوان سوار بر كاميون خود به سوي محل كارش رهسپار بوده كه ناگهان كلاهش كف كاميون مي افتد. او دولا مي شود تا كلاه را بردارد ولي در اين هنگام ناخواسته فرمان كاميون را نيز مي چرخاند و كاميون از مسير خود خارج شده شاخ به شاخ به سوي كاميون ديگري كه از روبرو مي آمده مي رود و هر دو به هم مي خورند و راننده سر به هوا در جا مي ميرد.



وقتي اين مطلب را در روزنامه خواندم ، با خودم انديشيدم كه زندگي عجب نامرد و بي انصاف است. مرد بيچاره نه مشروب خورده بود نه سعي كرده بود از روي قصد خلافي بكند ؛ نه از قانون سرپيچي كرده بود و نه خواسته بود براي كسي دردسر بيافريند و تنها به خاطر يك لحظه غفلت و حواس پرتي كشته شد.



با اين حال ، مخاطره آميزتر از حواس پرتي هاي در حين رانندگي ، غفلتهايي است كه در بدن مسيح به وقوع مي پيوندند . گاهي ما دچار عادت حواس پرتي روحاني مي شويم . حتما آن راننده بيچاره بارها اتفاق افتاده كه در حين رانندگي حواسش به چيز ديگري پرت شود ولي اتفاق خبري نمي كند. حواس پرتي هنگام رانندگي اشكال گوناگون داشته كه هر بار به قول معروف به خير گذشته ولي يكبار براي هميشه جان او را گرفت .



برهم زدن تمركز

حواس پرتي در ميان رانندگان ، يك معضل بزرگ در ايالات متحده است . اخيرا كمپاني نفتي شل بروشوري تمام رنگي با عنوان « حواس پرتي هاي مرگبار » منتشر ساخته است . در اين بروشور آمده :





حواس پرتي در همه جا هست ...حواس پرتي اصلا چيست ؟ هر آنچه كه دستان شما را مشغول كند، توجه و نگاه شما را به خود جلب نمايد و از رانندگي غافل سازد، حواس پرتي است. مي تواند ، تابلوهاي بزرگ تبليغاتي باشد ، يا سرنشينان اتومبيل خودتان ، و يا اتفاقي كه در بيرون از ماشين در حال رخ دادن است ، و يا حتي كوششتان براي تعيين سرعت برف پاك كن شيشه جلوي اتومبيلتان .



خواندن اين بروشور مرا نسبت به جدي بودن خطر حواس پرتي بيدار كرد. حتي عوض كردن موج راديو يا صحبت كردن با تلفن همراه مي تواند حواس راننده را پرت كند . اين هشدار در مورد رانندگي روحاني نيز صادق است .حواس پرتي هاي روحاني هم مي توانند مرگبار و حتي مرگبارتر از حواس پرتي هاي رانندگي باشند . چون زندگي روحاني انسان را به خطر مي افكنند . زندگي سليمان پادشاه بهترين نمونه براي خطر حواس پرتي است:



و در وقت پيري سليمان واقع شد كه زنانش دل او را به پيروي خدايان غريب مايل ساختند و دل او مثل دل پدرش داود با يهوه ، خدايش كامل نبود ( اول پادشاهان 11 : 4 )



سليمان حواس پرتي هاي روحاني مرگباري را تجربه كرد . اين حواس پرتي ها هنگامي آغاز شد كه او جوان و از نظر جسماني نيرومند و در خدمت خدا بود و پادشاهي اش در اوج اقتدار قرار داشت . زماني كه او پادشاه جواني بود مسح خدا بر زندگيش قوي بود . حكمت خدا چنان واضح با او بود كه مردم از اطراف و اكناف دنيا براي آموختن به نزدش مي آمدند . او نه تنها پادشاه بلكه آموزگار حكمت بود . خدا به او توان و پتانسيل بالايي بخشيده بود ، زيرا با حكمت الهي باورنكردني مجهز شده بود.





سليمان با خداوند دوبار ملاقات داشت . خدا به او مكاشفه الهي ، حكمت و ثروت بخشيده بود . او به طور شگفت آوري در زندگي كامياب بود ، ولي چون توجهش از خدا منحرف شد ، در نهايت كارش به سقوط روحاني انجاميد.



شيطان نه تنها از طريق گناه ، بلكه به واسطه حواس پرتي مي تواند زندگي مسيحيان را تباه سازد . وقتي حواس ما پرت شود ، ديگر نمي توانيم روي آن چيزي كه خدا ما را براي انجامش فراخوانده  تمركز كنيم . اگر اين فرايند حواس پرتي ادامه پيدا كند ، انسان فرسوده و خسته مي شود . حواس پرتي توان بسياري از خادمين خدا را به تحليل مي برد شايد در آغاز كار آنقدر بي اهميت باشد كه اصلا متوجهش نشويم ، ولي در آخر كار مي تواند ما را از پا در آورد .



به هشدار در مورد خطر حواس پرتي توجه كنيد . اگر به اين هشدار توجه كنيم حفاظت و قدرت خدا در زندگي در اختيارمان است .



گامهايي به سوي حواس پرتي

براي پرهيز از حواس پرتي چراغهاي هشدار دهنده اي هست كه بايد به آنها توجه كنيم . موضوع حواس پرتي را از زندگي سليمان پي مي گيريم و جلو مي رويم .



سليمان به زناني وابستگي پيدا كرد كه بت پرست بودند

آنچه كه حواس سليمان را پرت و او را از راه اصلي منحرف كرد ، كششي شهواني و عاطفي بود . شيطان از راه احساسات طبيعي و عادي كه خدا در درون هر فرد نسبت به جنس مخالف گذاشته ، به او حمله ور شد . عشق و كشش به سمت جنس مخالف و ميل به ازدواج چيزهايي هستند كه خدا در دلهاي ما انسانها نهاده، ولي همين چيزها حواس سليمان را پرت كرد .



سليمان اسير احساساتش بود كلام خدا در اين باره مي گويد :





و سليمان پادشاه سواي دختر فرعون ، زنان غريب بسياري را از موآبيان و عمونيان و ادوميان و صيدونيان و حيتان دوست مي داشت . از  امتهايي كه خداوند درباره ايشان بني اسرائيل را فرموده بود كه شما به ايشان در نياييد و ايشان به شما در نيايند ، مبادا دل شما را به پيروي خدايان خود مايل گردانند . و سليمان با اينها به محبت ملصق شد . و او را هفتصد زن بانو و سيصد متعه بود و زنانش دل او را برگردانيدند ( اول پادشاهان 11: 1-3 )





خيلي ها فكر مي كنند كه مشكل سليمان زنا كاري بود ، در صودرتي كه اينطور نيست . موضوع ژرفتر از اينهاست . او مرتكب نهايت بي وفايي به خدا – يعني بت پرستي – شد . او براي جلب خشنودي زنان بيگانه اش به پيروي از خدايان بيگانه پرداخت . به عقيده من مهمترين موضوعي كه مردم هنگام خواندن آيات بالا فراموش مي كنند، همين است . شايد باخود فكر مي كنند ، سليمان چه ربطي به من دارد ؛ من كه نه حرمسرا دارم و نه چند زنه هستم. ولي همه ما ، يا دست كم اكثريت ما در معرض خطر آز ، شهوت و اميال دروني هستيم كه همه اينها نخست با غفلت از دستور العمل هاي ويژه اي كه خدا به ما داده ، آغاز مي شوند.



اخيرا يكي از ايمانداران اهل اروپا به من مي گفت كه اينترنت باعث شده حواس وي از انجام امور خدا منحرف گردد. وي از طريق اينترنت با زني كه سابقا دوست دخترش بوده تماس برقرار مي كند و به اين تماسها ادامه مي دهد. در اين كار ظاهرا هيچ اشكالي وجود نداشت . آنان جسته و گريخته با هم چت        مي كردند . اما پس از گذشت چند هفته ، مرد احساس مي كند كه گلويش پيش دوست دختر سابقش گير كرده. او به من مي گفت: « حالا به جايي رسيده ام كه او را حتي از همسرم هم بيشتر دوست دارم» . او پاك قافيه را باخته بود.



بعد از اينكه با هم درباره اين موضوع دعا كرديم ، به او متذكر شدم كه من اين دلبستگي را يك درگيري عاطفي ساده نمي دانم .من نفوذ شيطان را براي نابود كردن خدمتي كه او در آن هنگام مشغول انجامش بود، احساس مي كردم . از او پرسيدم : « آيا مي داني كه اينجا فقط احساسات خالي در ميان نيست ؟  جادوگراني  برضد تو در كارند تا پيوند زناشوئي ات را تباه كنند .» در ادامه به او چنين اندرز دادم:  « در اين باره احساس جرم و تقصير نكن چون اين هيچ كمكي به تو نخواهد كرد. اين رابطه را به خداوند بسپار . بدان كه اكنون درگير جنگ روحاني شده اي .» او هم بر طبق آنچه با هم دعا كرده بوديم ، عمل كرد.



بسياري از مسيحيان درگير گرفتاريهاي عاطفي هستند كه به راحتي مي توانند از شرش خلاص شوند . خيلي از آدمهايي كه نه اشخاص بدي هستند و نه عصيانگر ، به آساني درگير روابطي مي شوند كه خارج از اراده خداست . من در ترس خداوند به شما مي گويم كه اگر درگير دوستي يا رابطه اي هستيد كه مي دانيد خارج از اراده خداست ، بايد همين امروز اين رابطه را به خدا بسپاريد .



شايد از لحاظ عاطفي خود را چنان وابسته به اين رابطه احساس كنيد كه فكر كنيد اگر اين رابطه را قطع كنيد ، دچار از هم پاشيدگي عاطفي خواهيد شد و يا حتي خواهيد مرد . ولي من به شما اطمينان مي دهم كه خداوند قدرت و اختيار كافي را براي رها شدن از چيزهايي كه باعث حواس پرتي و انحراف فكرتان         مي شود، به شما عطا خواهد كرد . اگر رابطه و ملاقاتهاي شما با ديگران شما را از امور خدا منحرف     مي كند و دور مي سازد، بايد اين رابطه را عوض كنيد . اگر متوجه شده ايد كه هر روز از روز قبل و هر هفته از هفته پيش ، به كار خدا بي علاقه تر مي شويد و نسبت به علايق مغشوش ديگر اشتياق بيشتري احساس مي كنيد، بايد همين امروز آن رابطه را به خداوند بسپاريد ! وقتي به روابطي كه مانع نزديكتر شدنتان به خدا مي شوند ، پشت پا بزنيد ، او به طرزي معجزه آسا آن رهايي از اسارتي را كه لازم داريد به شما خواهد داد.



اگر پرت شده يا گذاشته ايد روحتان درگير يا مجذوب رابطه اي عاطفي شود كه خارج ار اراده خدا است ، امروز همان روزي است كه سردرگمي خويش را به خداوند بسپاريد . اگر با ايمان قدم اول را برداريد ، خدا كمكتان خواهد كرد تا خلاص شويد. اين گام نخست را با گفتن اين كلمات در قالب دعا ، برداريد :



اي خداوند ، من اين رابطه را به حضور تو مي آورم . مي خواهم قلبم را آزاد كني . من به قوت خودم نمي توانم به طور كامل اين رابطه را قطع كنم ، ولي با قوت و نيروي تو در زندگيم خواهم توانست



تنها چيزي كه خداوند از ما مي خواهد ، تسليم كامل به اوست . آن وقت او قوت كافي براي رهايي از هر اسارتي را خواهد داد. براي شما چنين مقدر شده كه از لحاظ عاطفي آزاد باشيد.





سليمان مغلوب بت پرستي شد

پيرامون « گناهان جواني ما » هشدار و اخطار بسيار وجود دارد . اما من مي خواهم براي لحظه اي هم كه شده درباره گناهان كهنسالي به آناني كه ميانسالند ، هشدار بدهم. من خادمان و ايمانداران زيادي را    مي شناسم كه اول خوب بودند ولي در سالهاي بعد پرخاشگر ، تلخ ، نامطبوع يا بي عفت شدند . اين افراد رفته رفته اشتياقي را كه در جواني به خدا داشتند ، از دست داده اند .



من خادمي را در آرژانتين مي شناختم كه چند سال پيش از مرگش ، تمام فكر و ذكرش آزار دادن ايمانداران شده بود. او در مورد يكي از خادمان خداوند نامه اي مي نوشت و به ساير خادمان در سراسر كشور مي فرستاد و خادمان را رو در روي يكديگر قرار مي داد و به جان هم مي انداخت .



من مراقب روند اين كار بودم و حواسم را جمع كرده بودم تا در دام نيفتم . شايد بهتر مي بود كه او هم مثل حزقياي پادشاه در سنين جواني مي مرد- پيش از آنكه در سنين پيري براي هميشه از خود شهادتي بد برجاي بگذارد –( نگ به دوم پادشاهان بابهاي 18 – 19 ). دعايي كه من هميشه به حضور خداوند مي كنم اين است : « خداوندا ، يا اجازه بده تو را جلال دهم يا مرا از اين دنيا ببر، نگذار وجود من براي ديگران سنگ لغزش شود يا نام تو را بي اعتبار سازد .» البته ، اگر خدا قصد تاخير در بردن من داشته باشد، بدم نمي آيد زياد عمر كنم. ولي مي خواهم تا هنگامي كه در پيشگاه خدا حاضر مي شوم ، نسبت به روح القدس حساس باشم و قلبم مملو از اشتياق به خدا و محبت به همسايگانم باشد.



من يقين دارم كه دليل پرخاشگر شدن آدمها در سنين بالا اين است كه ايشان به قانون زدگي و خرده گيري و عيب جويي اجازه مي دهند تا در قلبشان ريشه بدوانند . اين ريشه ها هيچوقت از زمين دل آنها كنده نمي شود . به تدريج كه سن اين افراد بالا مي رود، آنقدر خسته و فرسوده و پريشان مي شوند كه بر اطرافيان و ديگران تاثير منفي مي گذارند . بعضي چيزها هستند كه اگر به موقع اصلاح نشوند، وضع بدتر مي شود و ريشه كن كردن ريشه علفهاي هرز از قلب در سنين جواني يكي از همين اصلاحات است.



چند وقت پيش ، خانواده اي كه از دوستان ما هستند طبق معمول هر شب به رختخواب رفته بودند كه بخوابند . غافل از اينكه وقتي در خوابند گاز منواكسيد كربن در خانه اشان نشت كرده و همه جا را پر ساخته است . خوشبختانه يكي از اعضاي خانواده در اثر صدايي به موقع از خواب بيدار مي شود و با آخرين رمقي كه در تنش باقي مانده بوده ، بقيه اعضاي خانواده را كشان كشان از خانه خارج مي كند و همه را نجات   مي دهد . چقدر تاسف انگيز است كه بعضي مسيحيان حتي متوجه اين واقعيت نيستند كه در معرض چنين خطر روحاني – گناه – قرار دارند . گناه هم مثل گاز منو اكسيد كربن خطرناك است و آرام آرام وارد         مي شود. من اين مطلب را در كتاب ديگرم « آتش قدوسيت خدا » به طور كامل تر توضيح داده ام ( نگ به فصل « پويايي وسوسه » ) .



سليمان ساليان سال در زندگيش به ريشه هاي بت پرستي اجازه رويش و رشد داده بود ، تا اينكه در سنين كهولت مغلوب آن شد . ريشه هاي شهوت پرسي ، قانون زدگي و عيب جويي هم ممكن است سالها با بي توجهي از جانب ما روبرو شوند . اين گناهان مثل گاز خطرناك و غيرقابل رويت مي توانند در زندگي هركس وارد شوند ، بدون اينكه آن شخص از وجودشان آگاهي داشته باشد. لازم است به طور پيوسته دلهايمان را تفتيش و بررسي كنيم و از روح القدس بخواهيم به ما قوه تشخيص عطا كند تا گناهان مخفي را در زندگيمان پيدا نماييم . ما نيازمند اين هستيم كه فراتر از فهرست موارد غلط نيز كه در زندگي خود داريم و از آنها آگاهيم ، خود را پاكسازي كنيم . ما به پاكسازي اي نياز داريم كه عيسي با تقدس خود به زندگيمان بياورد .



سليمان در اطاعت ناقص خبره شده بود

سليمان خداوند را كامل و به تمامي دل پيروي نمي كرد. پيروي از خداوند نسبي و ناقص بود .



پس سليمان در عقب عشتورت ، خداي صيدونيان ، و در عقب ملكوم رجس عمونيان رفت . و سليمان در نظر خداوند شرارت ورزيده ، مثل پدر خود داود، خداوند را پيروي كامل ننمود ( اول پادشاهان 11 : 5 – 6 )





من هم چنين وضعي داشتم . تا آن زماني كه خداوند در سال 1997 مرا با آتش قدوسيت خود تعميد داد ، من هم با تمام توان و وجودم سعي مي كردم او را پيروي كنم . ولي نتيجه تمام توان من چيزي نبود جز اطاعت ناقص . آنگونه زندگي مي كردم كه ياد گرفته بودم زندگي كنم ، و همه چيز را با خط كش و معيار خودم مي سنجيدم . فكر مي كردم آنچه انجام ميدهم ، بهترين است . اما وقتي در درونم به مكاشفه اي از قدوسيت عيسي دست يافتم ، فهميدم كه خداوند مرا فراخوانده تا به طور كامل پاك و وقف شده باشم . خداوند حتي وجود 2 درصد ناپاكي را در فكر جايز ندانست . دعوت خدا براي همه ايمانداران است . او مي خواهد دلهاي ما كاملا پاك و كاملا وقف اراده او باشد.



سليمان از عطاياي خود هم براي خدا استفاده كرد و هم براي شيطان

خدا به سليمان عطاياي چون حكمت ، مديريت و استعداد در ساخت و ساز بخشيده بود . او مي توانست قوم خدا را رهبري كند . مي توانست به آنان انگيزه بدهد. مي توانست براي انجام كارهاي بزرگ همه منابع لازم را گرد آورد. اما او همين عطايايي كه براي ساختن معبد خداي واقعي به كار برده بود ، صرف ساختن بتكده هايي براي خدايان بيگانه نيز نمود.



آنگاه سليمان در كوهي كه روبروي اورشليم است ، مكاني بلند به جهت كموش كه رجس موآبيان است ، و به جهت مولك ، رجس بني عمون بنا كرد. و همچنين به جهت همه زنان غريب خود كه براي خدايان خويش بخور مي سوزانيدند و قرباني مي گذرانيدند، عمل نمود ( اول پادشاهان 11 : 7 – 8 ).





وقتي دچار حواس پرتي و انحراف شويم ، دشمن عطايا و استعدادهاي ما را غصب مي كند . وقتي اسير يك درگيري عاطفي مي شويم ، دير يا زود ، چه بخواهيم و چه نخواهيم ، به جاي خدا براي شيطان چيزهايي خواهيم ساخت . خدا حاضر است تا به ما كمك كند؛  او مي خواهد كه انديشه ها و انگيزه هاي دروني ما را پاك سازد ، ولي بايد بدانيم كه انحراف از مسير اصلي خيلي خطرناك است . چقدر غم انگيز است. همان مردي كه خدا براي ساختن معبد خود در اورشليم به كار برد ، بعدها پايگاهي براي نيروهاي شيطاني ساخت تا از آنجا كنترل خود را بر اسرائيل اعمال نمايند!



سليمان حتي با وجودي كه ديگر مسح را از دست داده بود ، باز با موفقيت نسبي به زندگي خود ادامه داد. چرا سليمان هنوز موفق بود ؟ اين خيلي حيرت انگيز است . امروزه كساني هستند كه كارهايي انجام  مي دهند كه باعث مي شود شخصيت خود را از دست بدهند و يا حتي تبديل به افرادي بي بند وبار و غير اخلاقي شوند ، با اين وجود هنوز مي توانند « خدا را خدمت كنند » و با موفقيت دست به كارهايي هم بزنند ، چگونه چنين چيزي ممكن است ؟



خود كتاب مقدس به ما كمك مي كند كه بفهميم چرا سليمان مي توانست هنوز موفق باشد. چنين          مي خوانيم :





پس اخيا جامه تازه اي را كه در برداشت گرفته آن را به دوازده قسمت پاره كرد . و به يربعام گفت : « ده قسمت براي خود بگير ؛ زيرا كه يهوه خداي اسرائيل چنين مي گويد، اينك من مملكت را از دست سليمان پاره مي كنم و ده سبط به تو مي دهم. و به خاطر بنده من ، داود به خاطر اورشليم ، شهري كه از تمامي اسباط بني اسرائيل برگزيده ام ، يك سبط از آن او خواهد بود » ( اول پادشاهان 11 : 30 – 32 ).





سليمان ديگر مبارك نبود، بلكه هنوز تحت بركت پدرش قرار داشت . او هنوز از مزاياي كوتاه مدت مسحي عاريه اي برخوردار بود.



مادامي كه دوره پادشاهي وي به پايان نرسيد، عواقب فاجعه بار انحراف و حواس پرتي هايش هويدا نشد. گاهي اوقات ما  عواقب و نتايج كارهاي دنيوي اي كه انجام مي دهيم بي درنگ مشاهده نمي كنيم ، بلكه ممكن است دود آن به چشم نسل بعد از خودمان برود. اگر توبه نكنيم ، بايد روزي آنچه را كاشته ايم با اشكها درو نماييم . گناه ما پيامدهايي به همراه خواهد داشت . كلام خدا صراحتا مي گويد : « بدانيد كه گناه شما ، شما را در خواهد گرفت » ( اعداد32 : 23 )



من هميشه به خودم يادآوري مي كنم كه هر آنچه با چشمان خودم مي كنم ، روزي بر چشمان فرزندانم تاثير خواهد گذارد . اين اصل مرا از چشم چراني باز مي دارد و كمكم مي كند تا چشمانم را پاك نگه دارم . امروزه افتادن در كام شهوت ، خيلي آسان شده است ؛ پورنوگرافي بدون اينكه پولي در ازايش داده باشيم ، وارد خانه هاي ما شده است . به همين خاطر يادآوري هر روزه من به خودم در مورد  تاثير گناهانم بر زندگي  فرزندانم ، اينقدر اهميت دارد . اگر افكارم مغشوش و حواسم پرت باشد و از نظر خدا فكرهايم ناپاك ، ممكن است تاثيرش را در زندگي زناشويي خودم و نيز در فرزندانم ببينم . شايد در خانواده ام تنش بروز كند و حتي خانواده با فشاري از جانب شرير روبرو شود . من نمي خواهم روزنه اي براي ورود اين فشار به زندگي خانوادگي ام بگشايم و مطمئنم كه شما هم دوست نداريد چنين اتفاقي در خانه تان بيفتد . از اين روست كه بايد مراقب پاكي افكارمان باشيم .



مواظب اصل زناي احساسي ( عاطفي ) باشيد . اين زنا هنگامي روي مي دهد كه مرد يا زني بگويد : « كاش مي توانستم با شخصي ديگر ازدواج كنم . » وقتي شخصي حسرت داشتن همسر فرد ديگري را       مي كشد، در احساس خود مرتكب زنا شده است . حتي اگر هرگز هيچ رابطه اي ميانشان نبوده و يا در اين باره گفتگويي هم رد وبدل نشده باشد، اگر انديشيدن به اين موضوع موجب سردرگمي فرد را فراهم كند و از فكر كردن به آن لذت ببرد ، او نسبت به همسر خود مرتكب خيانت شده است .



ما در طول هفته باصدها وسوسه روبرو هستيم . وسوسه مرتبا مي آيد و نمي شود جلويش را گرفت، ولي اگر براي خدا اشتياق شديدي داشته باشيم ، ديگر لزومي ندارد به هر فكري اجازه انحراف در جهت غلط بدهيم. من تعميد آتشي را كه يافته ام به هيچ قيمتي نمي دهم و با هيچ چيز ديگري عوض نمي كنم . با اين حال ، به شما مي گويم كه هيچ تعميد يا ملاقات يا داشتن تجربه اي با خدا وجود ندارد كه انسان را از قرار گرفتن در معرض وسوسه در امان نگاه دارد . مادامي كه اينجا روي كره خاكي زندگي مي كنيم ، وسوسه خواهيم شد.



اما از سوي ديگر به شما مي گويم كه با پرورش دادن انظباط روحاني و مسح شدن ، مي توانيد بر خود عيسي مسيح متمركز بمانيد و با طيب خاطر و بي درنگ توبه كنيد . اگر چنين انظباطي داشته باشيد ، سقوط نخواهيد كرد. مواقعي بوده – در فرودگاه ، در هواپيما، هر جا – كه متوجه شده ام بيش از اندازه لازم روي موضوعي ناخداپسندانه متمركز شده ام. يك ثانيه ايرادي ندارد ؛ من اسم آن را وسوسه مي گذارم . اما اگر شد دو ... سه ... ده ... يا پانزده ثانيه ، ديگر وسوسه نيست! از اين رو هر جا كه باشم ، همانجا زانو      مي زنم و توبه مي كنم. به خدا مي گويم : « خدايا ، من براي مدتت پانزده ثانيه به تو خيانت كردم . مرا ببخش و پاك بساز .»



شايد فكر كنيد كه يوغ انضباط روحاني برايتان غيرقابل تحمل است . ولي دوستان عزيزم ، آنچه تحملش براي ما ناممكن است بار كشنده اي به نام آميزه تقدس و گناه است – اين آميزه به راستي مثل زهر مرگ آور است . سليمان براي موفقيت ساخته شده بود، ولي سرانجامش فاجعه بار شد . او سلطنتش را با مسح الهي  آغاز كرد . او حتي دوبار با خداوند ملاقات كرد و بدين وسيله متبرك گرديد ( اول پادشاهان 11 : 9 ). خداوندبه او وعده هايي هم داده بود ولي چون او از راه صحيح منحرف شد ، خدا آن وعده ها را لغو نمود.





پس خداوند به سليمان گفت : چونكه اين عمل را نموده و عهد و فرايض مرا كه به تو امر فرمودم نگاه نداشتي ، البته سلطنت را از تو پاره كرده آن را به بنده ات خواهم داد » ( اول پادشاهان 11 : 11 )





با اينكه در دوران فرمانروايي وي در اسرائيل صلح برقرار بود ، خدا در زمان حيات وي دشمناني بر ضد اسرائيل برخيزانيد. پيروزيهاي نسل قبل براي نسل بعد به شكست و مصيبت بدل شد. وقتي حواس ما پرت و از مسير اصلي منحرف مي شويم ، شيطان از نو سازماندهي مي كند . وسوسه هاي پيشين با قوت بيشتري بازمي گردند. وقتي دلهايمان را با اراده خداوند و قوت روح القدس پر نمي سازيم و مي گذاريم خالي بمانند ، ديوها رفته چند تا بدتر از خود را به همراه مي آورند و وسوسه نيرومندتر از دفعه اول بر ما فشار خواهد آورد. مي آيد تا توي دل ما را خالي كند و از درون نابود سازد.



حواس پرتي هايي كه بايد از آنها پرهيز نمود

بيائيد حواس پرتي ها يا انحرافاتي را كه بايد از آنها دوري بجوييم از نزديك و با دقت بيشتري مورد بررسي قرار دهيم . نگذاريد هيچيك از اين چيزها تمركزتان را از وقف و سرسپردگي به مسيح به هم بزند.



حواس پرتي ناشي از مصرف گرايي

همانطور كه پيشتر گفتم ، هنگامي كه در جنوب آرژانتين بودم ، در كليسايي موعظه كردم كه در ‌آن اعضا روزه اي عجيب گرفته بودند – روزه كارتهاي اعتباري ! خيلي ها شهادت مي دادند كه از وقتي كه از كارتهاي اعتباري استفاده نمي كنند ، از بدهي و قسط آزاد شده اند . اين كار خود جوش روح القدس حواس پرتي ناشي از مصرف گرايي را كه با خود خريد كردن ناخواسته و بي اختيار آورده بود، از بين برد.



« هياهو» ي رسانه ها

هر رسانه اي كه در پيرامونتان سرصدا مي كند ، خاموش كنيد تا « در سكوت صداي آرام خدا را بشنويد.» هر صدايي كه پيوسته از طريق گوشهايتان وارد مغز مي شود مي تواند حواس شما را از شنيدن آواز خدا كه از اعماق روحتان برمي خيزد ، پرت نمايد – حتي اگر اين صداها ، سرو صداهاي « مسيحي » باشند. نگذاريد « هياهو » ي رسانه ها جايگزين مصاحبت با خدا شود .

كار كردن با بي ميلي براي خدا

كلام خدا به ما چنين پند مي دهد : « هر كاري را از دل چنان انجام دهيد كه گويي براي خداوند كار      مي كنيد، نه براي انسان » ( كولسيان 3 : 23 ) . با بي صبري و عدم علاقه به كارهاي خدا ، باعث حواس پرتي خود نشويد. براي خدا با تمام وجود و از ته دل كار كنيد .



مخالفت هميشگي با ديد و اهداف كليسا

اگر هميشه روشهاي كليسايتان را به باد انتقاد مي گيريد يا سعي مي كنيد آن را كامل يا اصلاح نماييد ، دچار انحراف مي شويد . بيلي گراهام گفته :« اگر توانستيد كليسايي كامل پيدا كنيد ، هرگز به آن ملحق نشويد ، چون حتما آن را خراب خواهيد كرد ! » عمل كردن بر ضد بدن مسيح ، كاري زيان بخش است ؛ با بدن خداوند همكاري كنيد.



نداشتن هيچ هدفي در زندگي

از هم اكنون تصميم بگيريد تا براي زندگي و خانواده تان چند هدف خداپسندانه تعيين نماييد . اگر اهدافي كه باري زندگي خود و خانواده تان در نظر گرفته ايد، با اراده خدا هم راستا باشيند ، او بسياري از هدفهاي شما را محترم خواهد شمرد و براي رسيدن به آنها ياريتان خواهد نمود . اگر هدف نداشته باشيد ، به سادگي از مسير منحرف خواهيد شد .



وجود شهوات واميال غيراخلاقي در زندگي

كتاب مقدس نه فقط ارتكاب علني زنا و فجور ، بلكه حتي هر نوع ناپاكي ذهني را محكوم مي كند . هر نوع خيال پردازي شهواني خارج از اراده خداست . عيسي در اين مورد خيلي بي پرده سخن گفته است . اگر مردي به زني نظر شهوت آلود بيندازد ، در دل خود با او مرتكب زنا شده است .



انتظار قدرداني داشتن

با انتظار مورد قدرداني و احترام قرار گرفتن از كار خدا منحرف نشويد، چون شايد هيچوقت زمان آن فرا نرسد. حتي اگر ديگران متوجه زحمات و تلاشهاي شما نشوند ، آيا باز حاضريد براي خداوند كار و به او خدمت نماييد ؟



ويژگي هاي كسي كه حواسش پرت نيست

آن خادم خدا كه از گناه حواس پرتي دوري مي كند ، جهت را به روشني تشخيص  مي دهد، در اينجا به ذكر ويژگي اين گونه افراد مي پردازيم.



* آنان پيوسته مشتاق اين هستند كه به شباهت عيسي درآيند
* براي جانهاي گمشده اشتياقي خاص دارند.
* آدمهاي قابل اعتمادند ، چون توانايي ماندن در مسير درست را دارند .
* به كل بدن مسيح عشق مي ورزند.
* خدمتشان به خدا ، خدمتي اثربخش است.
* يك جور حس بزرگ منشي دارند – حتي هنگامي كه مشغول انجام كار كوچك براي خدا هستند.



آيا اين ويژگي ها در شما هست ؟ آيا نسبت به قوم خدا عشقي مقدس داريد ؟ در مورد گمشدگان چطور ؟ آيا دعاهاي شما به جاي اينكه مردم را متفرق كند ، متحد مي سازد ؟ آيا پيرامون خدمت به خدا حس خوبي داريد، خواه اين خدمت در نظر مردم بزرگ  و با اهميت باشد و خواه كوچك و كم اهميت ؟



عيسي، خود نمونه ماست . او مردي پايبند به قول خود بود و هدفي روشن در پيش داشت. در لوقا 9 : 51 چنين مي خوانيم : « چون زمان صعود عيسي به آسمان نزديك مي شد، با عزمي راسخ رو به سوي اورشليم نهاد.» او حتي نگذاشت شاگردانش حواسش را از مقصود منحرف سازند . او « به خاطر آن خوشي كه پيش رو داشت، صليب را تحمل كرد» ( عبرانيان 12 : 2 ). عيسي اهداف بلندي داشت، يك ايده آل والا براي نسل بشر . او به خاطر اين آرمان ، حاضر شد متحمل مرگي خفت بار شود.



ما در عصري به سر مي بريم كه خداوند از ما مي خواهد ريشه بدوانيم و از لحاظ روحاني پا بگيريم . با حواس پرتي و انحراف از هدف نمي توان به سلوك مسيحي ادامه داد . از سليمان و زندگيش اين درس را مي گيريم كه حتي مردان و زنان بزرگ خدا هم كه در گذشته براي او شاهكارها كرده اند – ممكن است در اثر حواس پرتي و انحراف از ميدان به در شوند . بايد نگاهمان را از جايزه اي كه برايمان در نظر گرفته شده برنگيريم و در مسير رسيدن به مقصود ، به چپ و راست منحرف نشويم .





دعاي توبه

پدر ، متشكرم كه با كلمات به من هشدار مي دهي . همين حالا به من آزادي الهي عطا كن تا هر رابطه اي كه خارج از راده تو با كسي ديگر دارم ، قطع كنم . كمك كن تا بر هر ميل و خواسته اي كه از تو نيست فايق آيم .



خدا بسيار رحيم ، اكنو بيا و حضورت را برايم ملموس بساز . فرشتگانت را به ياريم بفرست . يوغ گناه را در هم بشكن . يوغ را در هم بشكن . باشد كه به قدرت تو هر اعتيادي علاج شود؛ باشد كه هر عادت ناپسند ترك گردد . خداوندا ، بيا و مرا از حواس پرتي هاي خود مهلك رها ساز باشد كه من هر روزه در زندگيم اراده تو را به جاي آوردم. به نام عيسي ميسيح آمين



حواس پرتي هاي خود را به خداوند واگذاريد. حسد را كنار بگذاريد خداوند چشمانتان را لمس كند . اگر خانواده در آستانه سقوط و از هم پاشي است ، امروز با اطمينان به نزد عيسي بياييد انحراف عدم تعهد ، شما را نابود خواهد كرد. بي ارادگي و عدم تصميم گيري شما را از اراده خدا منحرف و پرت خواهد ساخت .


عيسي جذب كننده است نه دفع كننده . از هر اسارت عاطفي كه شما را از عيسي دور مي سازد ، دست بكشيد . در زندگي تان بر او و بر اراده اش متمركز بمانيد.

فيليپ از ايران

 

بالای صفحه
DMC Firewall is developed by Dean Marshall Consultancy Ltd